ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
109
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
زنان زاييده گذاشته و مكانها به جهت اطفال آنها نيز مهيا كردهاند . در اينجا مشخص شد كه اين مكان مختص زنان شوهردار بيچاره و فقير است كه هرگاه وقت وضع حمل آنها مىشود و چيز ندارند كه توانند صرف خود نمايند ، در آنجا رفته وضع حمل مىكنند و خدمتكاران متوجه احوال آنها مىشوند . و اخراجات به آنها از هر چيز مىدهند . تا در آنجا آن زنها اطفال خود را يك ساله مىكنند ، بعد برداشته به خانههاى خود مىبرند . بعد به اطاق ديگر رفتيم . چندين دايه در آنجا بودند كه قنداقهاى اطفال را در بغل گرفته شير مىدادند ، و اسباب خواب و ما يحتاج اطفال تمام جابجا در كمال تنقيه گذاشته بود . از آنجا گذشته به مكان ديگر رفتيم ، اطفال درشت از دو سه ساله الى پنج شش ساله بسيار بودند . استادان از اهل حرفه از مقولهء چكمهدوزى و خياطى و پشم ريس و كفش دوزى و غيره ، جوقهجوقه ، در آنجا بودند و آن اطفال را كسب مىآموختند . و هر چند نفر از آن اطفال به شغلى مشغول بودند . از آنجا به مكان ديگر رفتيم . چندين نفر زن و دختر را از همين اطفال حرامزاده ، جمعى زنان قابله معلم بودند و آنها را قابلهگى مىآموختند به اطاق ديگر رفتيم ، اسباب طفل از هر چيز كه بخاطر برسد در آنجا انبار و موجود بود ، كه به محض ضرورت برداشته به كار برده باشند ، از رخوت و غيره . [ در ] اطاق ديگر چندين اطفال به بافتن جوراب مشغول بودند ، دو مكان ديگر بود كه دوا و طبيب و اسباب معالجهء ناخوشىها در آنجا موجود و آماده بود ، كه اگر طفلى ناخوش شود بلاتأمل مشغول معالجهء آن شده باشند . [ در ] اطاق ديگر جمعى دختران خوشسيما را ، مأمور به مفتولدوزى و گلابتوندوزى كرده بودند ، كارگاههاى متعدد ، و استادها در آنجا بودند و دختران نشسته هر يك در سر كارگاهى مشغول دوختن بودند . [ در ] اطاق ديگر چندين دختر را مأمور به اقسام نقاشى و رقص و ساز كرده بودند . اسباب كار ، و استادان نيز در آنجا حاضر و مشغول تربيت آنها بودند ، و استادان اين دختران بسيارى از اهل نمسه و يوروپ ديگر ميباشند كه مجموع كمالات را دارند و در آنجا آمده مواجب معين از مادر پادشاه مىگيرند . و روز و شب اين دخترها را تعليم خواندن و نوشتن و آواز و ساز زدن و رقص و زرىدوزى و خياطى و اقسام كمالات ميدهند و آنها را از هر كمال از اين مقوله مكمل ميسازند ، و اطفال ذكور [ را ] نيز به همين نسبت استادان هستند كه آنها را به كسبهاى مختلف از هر مقوله ، حتى بافتن لباس خود ، از پشم نيز تحريك و ترغيب مينمايند و مىآموزند و در آنجا توقف دارند . تا مدت هجده سال كه به جميع كمالات آراسته ميشوند و سواى آن خانه و باغ و كليساى جنب خانه به جائى نرفته و مرخص نيستند كه رفته باشند . بعد از آن مدت ، ذكور آنها را هريك كه قابل باشند سالدات و سرجمع و افيسر مىكنند كه رفتهرفته جنرال و سركردهء سپاه مىشود و هر چه قابل نوكرى نباشد آزاد هستند ، بهرجا خواهند ميروند و متوجه همان كسبى كه آموختهاند ميشوند . اما قرار آنها اين است كه اين اطفال از سن شش سال هفت سال كه گذشتند ، هرشغلى و هر كارى و هر كسبى كه در آن خانه متوجه ميشوند و مىكنند اجرت معينى دارند . روز بروز يا ماه به ماه به آنها ميدهند . چون خرج و